شعر

دلم می خواست شعر آیینه ی اندیشه ام باشد

و چون آیینه بودن، آب بودن پیشه ام باشد

دلم می خواست شعر، این خون دردآلود احساسم

همیشه سبز،جاری در رگ اندیشه ام باشد

دلم می خواست موجی از صداقت می رسید اینجا

مرا می برد تا جایی که دریا ریشه ام باشد

دلم می خواست مثل پنجره باشم، نه چون دیوار

که یک رنگین کمان از عاشقی ها شیشه ام باشد

گمان هرگز نمی بردم که شعر، این یار دیرینم

مرا اینگونه در خود خُرد سازد،تیشه ام باشد

محمد علی حضرتی

 

Enjoyed this article? Stay informed by joining our newsletter!

Comments

You must be logged in to post a comment.

درباره نویسنده
محبوب ترین ها
آوریل ۲۳, ۲۰۲۰, ۱۱:۰۶ بعد از ظهر - مهدی 928
مهٔ ۴, ۲۰۲۰, ۶:۵۸ بعد از ظهر - علی
مارس ۲۲, ۲۰۲۰, ۱۰:۲۷ بعد از ظهر - مستانه
آوریل ۱۵, ۲۰۲۰, ۱۰:۰۰ بعد از ظهر - رحمان رامفر
آوریل ۲, ۲۰۲۰, ۸:۵۶ بعد از ظهر - reza